قواعد فقهی ناظر بر همگرایی کشورهای اسلامی و غیراسلامی

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌پژوه دکتری، گروه فقه سیاسی، دانشکده فقه و اصول، مجتمع آموزش عالی فقه، قم، ایران.

2 دانشیار، گروه انقلاب اسلامی، دانشکده مطالعات انقلاب اسلامی، دانشگاه معارف اسلامی، قم، ایران.

3 استادیار، گروه روابط بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خاتم‌النبیین، کابل، افغانستان.

چکیده

قواعد فقهی ناظر بر همگرایی کشورهای اسلامی و غیراسلامی به مفهوم تنظیم‌کننده رفتارهای دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی است و البته که بین فقه اسلامی و حقوق بین‌الملل در اکثر مسائل سیاسی، اقتصادی و به‌ویژه در اصول روابط بین‌الملل و منشور سازمان ملل متحد، نزدیکی و همخوانی وجود دارد و مسئله اصلی، در تبیین نوع واکنش دولت اسلامی در قبال دولت‌های غیراسلامی است که فقه اسلامی در این‌گونه موارد تدابیری اساسی به‌منظور جلوگیری از حوادث غیرمترقبه روی دست دارد. هدف تحقیق، واکاوی گستره قواعد فقهی در عرصه جهانی است و مهم‌ترین اصول سیاست خارجی دولت اسلامی در عرصه بین‌الملل عبارت‌اند از: اصل دعوت، نفی سلطه، تألیف القلوب، تعاون، مصونیت و یا اصول تقیه، اقل ضروین، نفی حرج و غیره. بدین منظور، روش اجتهادی و تحلیلی در شکل‌گیری برخی قواعد و مشروعیت انواع همگرایی‌های اقتصادی و منطقه‌ای راهگشاست. طبق این روش، اصول و قواعد فقهی ناظر بر همگرایی بین دولت‌ها و تنظیم سازمان‌های بین‌المللی و به‌ویژه در امور تسهیلات گمرکی، تعاملات بانکی، قرضه‌های بین‌المللی، بازار جهانی، اقتصاد سیاسی، سازمان تجارت جهانی و غیره اهمیت فوق‌العاده دارد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Fiqhi Maxims Governing Convergence between Islamic and Non-Islamic States

نویسندگان [English]

  • Ghulam Sakhi Jawadi 1
  • Hossein Arjini 2
  • Sayed Abdul Qaium Sajjadi 3
1 Department of Political Jurisprudence, Faculty of Fiqh and Uṣūl, Higher Education Complex of Fiqh, Qom, Iran.
2 Associate Professor, Department of Islamic Revolution, Faculty of Islamic Revolution Studies, Islamic Maaref University, Qom, Iran.
3 Faculty Member, Department of International Relations, Faculty of Law and Political Science, Khatam Al-Nabieen University, Kabul, Afghanistan.
چکیده [English]

Fiqhi maxims governing convergence between Islamic and non-Islamic states provide normative standards for the conduct of states and international organizations. Islamic jurisprudence and modern international law display substantial compatibility in political and economic relations, particularly in principles of peaceful interaction, treaty observance, and institutional cooperation. The central issue is how an Islamic state should engage non-Islamic states, especially non-hostile and treaty-bound partners. Through an analytical and juristic method, this study examines the principles of invitation, non-domination, reconciliation of hearts, cooperation, protection of covenants and immunities, prudential concealment where necessary, selection of the lesser harm, and removal of hardship. These principles support lawful regional and economic convergence in customs facilitation, banking, international finance, global markets, political economy, trade organizations, transportation, and collective security. The study concludes that Islamic law does not require isolation. It authorizes structured cooperation that protects dignity, independence, property, life, and treaty rights, while prohibiting domination and assistance in injustice.

کلیدواژه‌ها [English]

  • fiqhi maxims
  • convergence
  • Islamic states
  • non-Islamic states
قرآن شریف.
ابراهیمی، محمد. (۱۳۹۱). حقوق بین‌الملل خصوصی (ج. ۲، چاپ دوم). تهران: سمت (مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی).
ارجینی، حسین. (۱۳۸۷). صلح و منازعه در روابط خارجی دولت اسلامی. قم: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
اسماعیلی، مهدی. (۱۳۸۳). عملکرد مجامع بین‌المللی در عرصه جهانی. قم: مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما.
ایزدهی، سید سجاد. (۱۳۸۳). فلسفه فقه سیاسی از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای. قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
بجنوردی، سید محمدحسن. (۱۳۸۸). القواعد الفقهیة (ج. ۳، چاپ چهارم). قم: دلیل ما.
بسول، لبیب احمد. (۱۳۸۹). معاهدات بین‌المللی در اسلام (از دیدگاه حقوق بین‌الملل اسلامی در مکاتب اهل تسنن) (ترجمه شفیعیان). تهران: دانشگاه امام صادق (ع).
توفیقی، حسین. (۱۳۸۱). آشنایی با ادیان بزرگ. تهران: سمت.
ثقفی عامری، ناصر و ثقفی عامری، افسانه. (۱۳۸۷). ایران و سیاست نگاه به شرق. تهران: مجمع تشخیص مصلحت نظام، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک.
رحمانی، عقیله نرگس و حسینی، عباس. (۱۳۹۱). پس از انزوا؛ بررسی سیاست خارجی افغانستان پساطالبان. کابل: مرکز مطالعات استراتژیک کابل.
زحیلی، محمد. (۲۰۰۴). القواعد الفقهیة علی المذهب الحنفی و الشافعی (چاپ دوم). کویت: جامعة الکویت.
زحیلی، وهبه. (۱۳۹۳). الفقه الإسلامی و أدلته (ترجمه غلام‌الدین کلانتری). کابل: انتشارات میوند.
سجادی، عبدالقیوم. (۱۳۹۹). دیپلماسی در اسلام (چاپ هفتم). کابل: انتشارات صبح امید.
سرحان، محیی هلال. (۲۰۰۵). تبسیط القواعد الفقهیة. بیروت: دار الکتب العلمیة.
سفیان عایش، محمد. (۲۰۰۱). المسیر فی القواعد الفقهیة الخمس الکبری. عمان: بی‌نا.
شبان‌نیا، قاسم. (۱۳۸۰). اصل وحدت سرزمینی استلزامات و چالش‌ها. قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
شریعتی، روح‌الله. (۱۳۹۳). قواعد فقه سیاسی. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
شیرازی، محمد. (۱۳۹۰). اول حکومت اسلامیه فی المدینه المنوره (چاپ سوم). قم: بی‌نا.
صادقی، میرمحمد. (۱۳۷۷). حقوق جزای بین‌الملل (مجموعه مقالات). تهران: میزان.
عطیه رمضانی، عطیه عبدالله. (۲۰۰۷). موسوعة القواعد الفقهیة المنظمة للمعاملات المالیة الإسلامیة. اسکندریه: دار الأمان.
عمید زنجانی، عباسعلی. (۱۳۹۱). فقه سیاسی، معاهدات بین‌المللی و دیپلماسی در اسلام. تهران: سمت.
فاضل لنکرانی، محمد. (۱۳۹۳). القواعد الفقهیة. قم: مرکز فقهی ائمه اطهار (ع).
فراهانی فرد، سعید. (۱۳۹۴). فقه منابع طبیعی. قم: مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص).
قائم‌مقام فراهانی، عبدالمجید. (۱۳۷۹). حقوق بین‌الملل سازمان‌های بین‌المللی (چاپ دوم). تهران: دادگستر.
مصطفوی، سید محمدکاظم. (۱۴۲۱). القواعد. قم: مؤسسه النشر الإسلامی.
مصطفوی، سید محمدکاظم. (۱۳۸۴). القواعد الفقهیة (۲). قم: المرکز العالمی للدراسات الإسلامیة.
معین، محمد. (بی‌تا). همگرایی. فرهنگ فارسی معین. بازیابی‌شده از واژه‌یاب: https://vajehyab.com
مکارم شیرازی، ناصر. (۱۴۱۹). القواعد الفقهیة (جزء ۲). قم: مدرسة الإمام علی بن أبی طالب (ع).
مکارم شیرازی، ناصر. (۱۳۹۱). القواعد الفقهیة (ج. ۲، قاعده لاضرر). قم: مدرسة الإمام علی بن أبی طالب (ع).
نجفی، محمدحسن. (۱۳۸۸). جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام (ج. ۲۱، چاپ هفتم). بیروت: مؤسسة التاریخ العربی.