خوانشی نو بر شرط اجتهاد قاضی در ساحت تقنین ( گذار از وظیفه‌ی تقنینی به وظیفه ی مجرد قضائی)

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

گروه حقوق، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.

چکیده

شرط اجتهادِ قاضی درفقه اسلامی ازدیرباز محل بحث فقها وبالتبع وجود آن درعصرکنونی درنظام قضائی ایران که بر پایه ی موازین اسلامی بنا نهاده شده ،خصوصا با توجه به ندرت قضات مجتهد از یک سو وکثرت پرونده های مطروحه در محاکم دادگستری از سوی دیگر مورد تشکیک واقع شده است. اجتهادِ قاضی که از سوی مشهور فقها ضروری دانسته شده ،عمدتا به استناد دو روایت یک-معتبره ابوخدیجه و دو-مقبوله عمر بن حنظله می باشد.به طوری که بر اساس نظر اینان حکم صادره از سوی قاضی غیر مجتهد،با وجود مطابقت با موازین حق و حقیقت نافذ نخواهد بود.در مقابل عده ی دیگری از فقها دلالت روایات مذکور بر اجتهاد قاضی را نپذیرفته و به پشتوانه ی اطلاقات برخی از آیات قرآن کریم، ملاک صحت و نفوذ حکم را مطابقت آن با موازین حق و حقیقت دانسته،هرچند که این حکم از سوی قاضی مقلد صادر شده باشد.نگارنده نظر مشهور فقها رادرشرطیت اجتهادِ قاضی تایید نموده امابا بازخوانی ادله ی مذکوراین شرط راناظر به جنبه ی « تقنینی » احکام قضائی دانسته است.به طوری که امروزه باتشکیل نهاد قانونگذاری و منع قضات از تقنین، وظیفه ی آنان صرفامعطوف به جنبه ی « قضائی » بوده و صحت انجام این وظیفه نیازمند اجتهادنخواهد بود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A New Reading on the Condition of Judicial Interpretation in the Realm of Legislation (Transition from Legislative Duty to Pure Judicial Duty)

نویسنده [English]

  • Kazem Khosravi
Department of Law, Mashhad Branch, Islamic Azad University, Mashhad, Iran.
چکیده [English]

The condition of judicial ijtihad in Islamic jurisprudence has long been a topic of debate among jurists, and consequently, its existence in the current judicial system of Iran, which is based on Islamic standards, has been questioned, especially considering the rarity of ijtihad-qualified judges on one hand and the multitude of cases presented in the courts on the other. Judicial ijtihad, deemed essential by the prominent jurists, primarily relies on two narratives: 1. the reliable narration of Abu Khadija and 2. the acceptable narration of Omar ibn Hanthala. According to these scholars, the verdict issued by a non-ijtihad-qualified judge, despite being in accordance with the principles of truth and justice, would not be effective. Conversely, some other jurists have rejected the indication of these narratives regarding the necessity of a judge's ijtihad and have supported that the criterion for the validity and effectiveness of a verdict is its alignment with the principles of truth and justice, even if this verdict is issued by a following judge. The author affirms the opinion of the prominent jurists regarding the necessity of a judge's ijtihad, but upon re-examining the mentioned arguments, views this condition as related to the 'legislative' aspect of judicial rulings. Nowadays, with the establishment of a legislative body and the prohibition of judges from legislation, their duty is solely focused on the 'judicial' aspect And the correctness of fulfilling this duty will not require ijtihad.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ijtihad
  • judiciary
  • legislative aspect
  • judicial aspect