کاربرد جریان قاعدۀ الزام و مقاصۀ نوعی در تعاملات مالی و حقوقی ایران

نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

چکیده

یکی از قواعد فقهی مؤثر در تنظیم روابط مالی و حقوقی شیعیان با سایر ادیان و مذاهب قاعدۀ الزام است که ضعف سند و دلالت برخی از ادلۀ این قاعده، موجب انکار وجود مضمون آن در ادله و متون روایی گشته است، لذا برخی فقیهان معاصر احکام موجود در این روایات را بر قاعده بدیل آن، به‏نام مقاصۀ نوعی، تطبیق داده‌اند. هرچند میزان استناد فقیهان به این دو قاعده در احوال شخصیه بیش از سایر ابواب فقهی است، کارکردی مطلق و مشترک در تأمین منافع پیروان فقه امامیه در تعاملات حقوقی و مالی ایشان با دیگر پیروان ملل و نحل اسلامی و غیر‌اسلامی دارند. بررسی کاربرد جریان هرکدام از این قواعد در تعاملات مذکور، ظرفیتی بدیع را در حل برخی چالش‌ها و محدودیت‌های فقهی پیش روی قانون‏گذار خواهد گذاشت. سؤال اصلی آن است که این دو قاعده چه کاربردی در تعاملات مالی و حقوقی ایران دارند؟ و چگونه می‌توانند در حل مسائل و چالش‌های فقهی کنونی مؤثر باشند. در این پژوهش به روش توصیفی‎ـ‎تحلیلی، پس از بیان تعاریف و ابعاد آن، گسترۀ نفوذ هریک از این دو قاعده در انتفاعات نامشروع از تعاملات مالی و حقوقی ایران را بررسی تطبیقی فقهی نموده و حکم جواز استفاده از این قبیل منافع و همچنین حق تقاص نوعی در مقابل ضرر و زیان‌های ناشی از نظام قوانین بین‌المللی اثبات گردیده است. نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که این قواعد می‌توانند در بهبود درک و پیاده‌سازی مفاهیم فقهی در حوزه‌های مالی و حقوقی نقش مهمی داشته باشند و راه‌حل‌های قابل توجهی را برای مسائل موجود ارائه دهند

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Operation of the Rule of Ilzam and Generic Set-off in Iran’s Financial and Legal Interactions

نویسنده [English]

  • Yaser Takfallah
Assistant Professor, Department of Islamic Jurisprudence and Principles of Islamic Law, Allameh Tabataba'i University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

The rule of ilzam is one of the important fiqhi maxims governing the financial and legal relations of Shi'is with followers of other religions and schools. Weaknesses in the chain of transmission and indication of some proofs have led certain contemporary jurists to deny the existence of the rule in the transmitted evidence and to interpret the relevant rulings through an alternative rule, namely generic set-off. Although jurists have most often invoked these two maxims in matters of personal status, both have broader functions in securing the interests of followers of Imami fiqh in legal and financial interaction with other Islamic and non-Islamic communities. By examining their operation in these interactions, the study shows that the two rules may create new capacities for resolving fiqhi challenges faced by the legislator. Using a descriptive-analytical method, it compares the operation of each rule in unlawful benefits arising from Iran's financial and legal relations and establishes the permissibility of benefiting from such interests, as well as the right of generic set-off against harms caused by international legal regimes.

کلیدواژه‌ها [English]

  • ilzam
  • personal status
  • legal interaction
  • prohibited transaction
  • generic set-off

منابع

قرآن
ابن‌منظور، محمد بن مکرم. (۱۳۶۹). لسان العرب. بیروت: دار الفکر.
انصاری، مرتضی. (۱۴۳۲). المکاسب. قم: مجمع الفکر الاسلامی.
بجنوردی، سید حسن. (۱۳۷۷). القواعد الفقهیة. قم: نشر الهادی.
بلاغی، محمدجواد. (۱۴۳۱). الرسائل الفقهیة. قم: مرکز احیاء التراث الاسلامی.
پارسا، فرزاد. (۱۳۹۵). مقاصد در فقه اسلامی و مقایسه آن با تهاتر در حقوق ایران. فقه مقارن، (۸)، ۶۷.
جوهری، اسماعیل بن حماد. (۱۴۰۴). الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة). بیروت: دار العلم للملایین.
حر عاملی، محمد بن حسن. (۱۳۶۷). وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة. قم: مؤسسه آل البیت (ع).
حلی، حسین. (۱۴۱۵). بحوث فقهیة (به‌کوشش سید علی بحرالعلوم). قم: مؤسسة المنار.
حسینی سیستانی، سید علی. (۱۴۳۶). قاعدة الالزام (به‌کوشش سید محمدعلی ربانی). نجف: بی‌نا.
حکیم، سید محسن. (۱۳۷۴). مستمسک العروة الوثقی. قم: دار التفسیر.
خویی، سید ابوالقاسم. (۱۴۱۰). منهاج الصالحین. قم: مدینة العلم.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد. (۱۳۷۴). المفردات فی غریب القرآن. دمشق: دار القلم.
زبیدی، مرتضی. (۱۴۱۴). تاج العروس من جواهر القاموس. بیروت: دار الفکر.
سیفی مازندرانی، علی‌اکبر. (۱۴۲۵). مبانی الفقه الفعال فی القواعد الفقهیة الأساسیة. قم: جامعه مدرسین.
شهیدی‌پور، محمدتقی. (۱۳۹۸). تقریرات قاعدۀ الزام. سایت اطلاع‌رسانی استاد شهیدی‌پور.
طوسی، محمد بن حسن. (۱۳۶۳). الاستبصار فیما اختلف من الاخبار. تهران: دار الکتب الاسلامیة.
طوسی، محمد بن حسن. (۱۳۶۵). تهذیب الأحکام. تهران: دار الکتب الاسلامیة.
شهید اول، محمد بن مکی. (۱۴۳۰). موسوعة الشهید الأول. قم: مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.
شهید ثانی، زین‌الدین بن علی. (۱۴۱۳). مسالک الأفهام الی تنقیح شرائع الاسلام. قم: مؤسسة المعارف الاسلامیة.
علیشاهی قلعه‌جویی، ابوالفضل. (۱۳۹۲). پژوهشی در اباحه اموال کافران حربی از نگاه فقه شیعه. پژوهش‌های فقه و حقوق اسلامی، (۳۴)، ۱۱۲.
فاضل لنکرانی، محمدجواد. (۱۳۹۱). قاعدۀ الزام. قم: مرکز فقهی ائمه اطهار (ع).
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب. (۱۴۱۵). القاموس المحیط. بیروت: دار الکتب العلمیة.
لاری، سید عبدالحسین. (۱۴۱۸). التعلیقة علی المکاسب. قم: مؤسسة المعارف الاسلامیة.
مشکینی، علی. (۱۳۹۲). مصطلحات الفقه. قم: دار الحدیث.
مصطفوی، محمدکاظم. (۱۳۸۴). القواعد الفقهیة. قم: مؤسسة النشر الاسلامی.
مکارم شیرازی، ناصر. (۱۴۱۱). القواعد الفقهیة. قم: مدرسه امام امیرالمؤمنین (ع).
معلوف، لوئیس. (۱۳۹۲). المنجد فی اللغة. قم: ذوی القربی.
نجفی، محمدحسن. (۱۳۶۲). جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام. بیروت: دار احیاء التراث العربی.